جعفر شهرى باف
488
طهران قديم ( فارسى )
خودش قرار مىگرفت ، وى را بغل كرده چندين بار به طرف بالا مىكشيد و صدا از بندهاى فقراتش درمىآورد و رگ قولنجش « 38 » را مىشكست و بعد از آن نوبت به مشتمال گردنش مىرسيد كه چندين بار گردنش را از هر دو طرف به آرامى و فشار چرخانده از آن صدا برمىآورد و در آخر يك بار او را به طرف شانهء راست و يك بار به سمت چپ خوابانده با مشتمال و فشار ، رگهاى پهلوها و اعضاى دو طرفش را نرم مىنمود . تا اينجا اندك اندك خشونت و كوفت و روفت مشترى بيرون آمده كم كم حالت سستى و رخوت به او رو مىنمود و آماده براى مشتمال و نرمش كامل مىگرديد و كارگر زير سرىاش را مرتب كرده يعنى چنبره « 39 » زير سرش مىگذاشت و درازش كرده از سينهاش شروع كرده به مشتمالى كه بيشتر جنبه نوازش داشت ميپرداخت . به اين صورت كه اول چندين بار با دو كف دست به مالش سينه و شكم و پهلوهايش از بالا به پائين و از پائين به بالا پرداخته نرمههاى دستهايش را به روى دندهها و جناغ سينهاش گذارده به نرمى فشار مىآورد و چندين بار براى گرفتن آب ناف ، « 40 » شتش را در چالهء نافش مىگرداند و در حالى كه كف دستهايش به روى سينهى مشترى بود و وزنش به او سنگينى مىكرد به سمت راست و چپش مىجهيد و ساعد و بازوهاى او را بر روى رانهاى خود قرار داده به دستمالى و نوازش « ماساژ » ش برمىآمد و گوشتهاى آنها را مىجنباند و به طرف بالا و پائين به حركت درمىآورد و رگ يك يك انگشتانش را با تا كردن و فشردن و كشيدن مىشكست و از آنها صدا بيرون مىآورد . پس از پايان اين اعمال و فراغت از كار عضلات بازوها و انگشتان و سينه و شكم و پشت و گردن و پهلو به پائين پاهايش رفته در وضعى كه خود يك زانو
--> ( 38 ) . صدائى كه با عقب كشيدن سينهء كسى از مهره پشتش درمىآيد كه آن را رگ قولنج مىگفتند و در قديم معتقد بودند كه شكستن آن از ثقل و شكمدرد و دردهاى معده جلوگيرى مىكند . ( 39 ) . لنگ خشكى را لوله و دور هم مىپيچيدند و به جاى متكا زير سر مشترى مىگذاشتند . ( 40 ) . مىگفتند : آب خوردن ناشتا و با شكم خالى به دور ناف آدم آب مىافتد و سبب بروز دل درد و جلوگيرى هضم و ضعف معده مىشود و اين كار كه شست را در حمام در گردى ناف گذارده بچرخانند آب را پس و پيش مىكند و آن مضرت دفع مىشود .